شهاب الدين احمد سمعانى

490

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

54 . - الحىّ القيّوم حقّ - جلّ جلاله - حىّ است به حقيقت ، و او را روح روا نه ؛ و دايم است بىزوال ، و وجود او را مبتدا نه . قال اللّه تعالى : وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ . توكّل بر آن حىّ كن كه نميرد ، نه بر آن حىّ كه بميرد 1 . قطعا آن است كه هر كه جز بر حق - جلّ جلاله - توكّل كند و ذرّه‌اى منّت خلق تحمّل كند 2 ، داغ خسار بر رخسار خود نهاد و در هاويهء حرمان و خسران افتاد . من جعل همومه همّا واحدا كفاه اللّه كلّ همّ و من تشعّبت به الهموم لم يبال اللّه فى اىّ واد اهلكه . عروق اطماع به آمال خود پى كن 3 آنگاه قصد حضرت حىّ كن كه الحىّ و الخلق لا يجتمعان ؛ ما جعل اللّه لرجل من قلبين فى جوفه ، تا همه رخت و بنهء خود را به غارت در ندادى ، روى به راه مكن كه تا بت‌پرستى در ميان است اين حديث بر كران است 4 . در جمله احوال اعتماد بر ما كن ، و پناه درگاه ما دان ، آنگه نگاه كن اگر نيكوت نداريم گله‌ها كن . اى درويش چنان دان كه اگر يك لحظه سايهء كرم از سر تو بردارند / b 164 / غربال زنان عالم بايند تا فضيحت ترا بروبند 5 . عالم را بالين به بالين باز نهاديم تا ترا بىزحمت با ما خلوتى بود ، اين چه كاهلى و غافلى است ، اين كار نه كار نازپروردگان است ، اين كار كار مردان است ، هر كه را در كلّهء عروسان پرورده باشند جوشن مردان را نشايد . بو سليمان دارانى گويد : قدم ما در رضا به جايى رسيده است كه اگر در عرصات قيامت خلق را ندا آيد كه به دوزخ رويد ، همه به كره روند ما به اختيار ، همه به پاى روند و ما